سفارش تبلیغ
صبا

 

دعاهایی برای رسیدن به آرامش و رفع دلشوره



دعا,دعا برای رسیدن به آرامش, افسردگی بی شک دعا یاد خدا  و صبر از موثرترین احیاگران روح و روان انسانی است

 

دعاهایی برای آرامش و رفع نگرانی ها و استرسها
دعا یکی از راه های ارتباط با پروردگار هستی به شمار می رود که گاهی اوقات آرامش بی نظیری را به فرد  دعا کننده می بخشد. دل انسان تنها با یاد خدا آرامش می یابد. از همین رو نیز  دعاهایی که  برای آرامش، اعصاب و روان  در قرآن توصیه شده اند ، راهی مطمئن جهت کسب آرامش درونی  و آرامش اعصاب و روان است.

 

دعا برای رفع اضطراب
دست یابی به آرامش اعصاب و روان تنها با آرامش درونی به دست می آید. همه انسان ها به خصوص مومنان می دانند که یاد خدا آرامش بخش دل ها است  و به همین خاطر  پناه بردن به خدا را  راهی مطمئن برای رفع دلشوره می دانند.


فردی که اعصاب و روان خویش را کنترل نماید، دیگر  خشمگین و ناراحت نخواهد بود. پروردگار عالم یکی از خصوصیات انسان های پارسا و مومن را  "کظم غیظ"  و  عفو از مردم  می داند و می فرماید: مومنان به هنگام عصبانیت  خشم خود را فرو می برند و از اشتباه  مردم در می گذرند و همانا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.


راه های  معنوی رسیدن به آرامش و رفع دلشوره
- پناه بردن به خدا
- وضو گرفتن با آب سرد
- دور نمودن علل خشم از خود
- صبر پیشه کردن
- دعا برای آرامش یافتن
- نماز
- یاد خدا کردن


بی شک دعا، نیایش، نماز ، توبه، یاد خدا  و صبر از موثرترین احیاگران روح و روان انسانی است  که موجب رفع دلشوره و استرس می شوند.


سوره های قرآنی برای دست یابی به آرامش
دعا و ذکر آرامش بخش  انسان ها است. ازجمله رایج ترین دعاهای آرامش عبارتند از :
1_ "ماشاءَ الله لا حَولَ وَ لا قوّهَ اِلّا باللهِ العَلِیَّ العظیم "
با نیتی صادقانه و قلبی اگر این ذکر را بگویید تاثیر زیادی در  کسب آرامشتان خواهید دید.

2_ میرزا احمد آشتیانی در کتاب هدیه احمدی آورده است که  علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان  فرموده اند:  برای رسیدن به آرامش در حالت نشسته و ایستاده   دست خود را روی سینه بگذارید و  چندین مرتبه  آیه 28  سوره رعد را بخوانید:
"الذّینَ امَنوا و تَطمَئِنُّ قُلوبُهُم  بذِکرِ اللهِ اَلا بذِکرِالله تَطمَئِنُ القلوب " آرامش بخش ترین دعا برای  آنان که به خدا ایمان دارند.

 حجت الاسلام صحفی در این باره روایت می کند:  در اواخر عمر  علامه طباطبایی از ایشان  خواستم تا پیشنهادی جهت آرامش روان بدهند و ایشان  فرمود دستت را در حالت ایستاده یا نشسته بر روی سینه ات  بگذار و  چندین بار آیه  "الذّینَ امَنوا و تَطمَئِنُّ قُلوبُهُم  بذِکرِ اللهِ اَلا بذِکرِالله تَطمَئِنُ القلوب " را  ذکر کن. معنی را می توان به صورت این که:  کسانی که ایمان آورده اند و دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد،  آگاه باش  که با یاد خدا  دل ها آرامش می یابد. خلاصه نمود.

دعا,دعا برای آرامش روان و رفع غم,دعا کردن دعا یکی از راه های ارتباط با پروردگار هستی است که  آرامش بی نظیری به فرد می دهد

 

شکرگذار بودن مایه آرامش روان است
 در طول روز  به تفصیل  درمورد  نعمت های الهی  و الطاف خداوند  نسبت به خود فکر کنید و شکر تمامی نعمت هایتان باشید. از پروردگار عالم و اهل بیت (ع) یاری بطلبید و با نیروی مضاعف به  زندگی تان بپردازید. آگاه باشید که محبت خداوند نسبت به بندگانش توصیف ناپذیر است و نمی توان آن را محدود کرد. " اَلا بذِکرِالله تَطمَئِنُ القلوب"  گواه روشنی است که وجود خدا و حس حضور او مایه آرامش بندگان است.  هم چنین با خواندن دعاهای دیگر مفاتیح الجنان  هم چون  دعای کمیل،  دعای ندبه،  دعای مکارم الاخلاق، مناجات  شعبانیه ،  زیارت عاشورا،  زیارت  جامعه کبیر می توان از نگرانی ها و اضطراب ها  دور شد. خواندن قرآن موجب رفع دلشوره و کسب آرامش می شود.   سوره هایی نظیر  احقاف هر جمعه،  مداومت بر سوره های قدر،عصر و هم چنین آیت الکرسی نیز در آرامش شما بی تاثیر نخواهند بود.

مداومت بر استغفار  و گفتن ذکر " استغفر الله ربی  و اتوب الیه  و ذکر  لا حول و لا قوه الا با الله  العلی العظیم"  نیز بر رفع پریشانی بسیار موثر است.


دعا برای رفع و دفع ترس و وحشت
حلبی روایت می کند که فردی نزد امام جعفر صادق علیه السلام رفت و گفت:  زمان تنهایی وحشت زده می شوم و غم و اندوه مرا فرا می گیرد ولی در بین مردم چنین حسی ندارم. 
امام فرمود:   در ابتدا دستت بر روی قلبت  بگذار و بگو: بسم الله .


بعد دستت را بر روی قلبت کشیده و 7 مرتبه بگو:
أَعُوذُ بِعِزَّةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِجَلَالِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِعَظَمَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِجَمْعِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِأَسْمَاءِ اللَّهِ مِنْ شَرِّ مَا أَحْذَرُ وَ مِنْ شَرِّ مَا أَخَافُ عَلَی نَفْسِی 
آن شخص آن چنین کرد و بعد گفت به لطف خدای متعال  ترس و وحشت از من زدوده شد و به آرامش رسیدم. (بحار الانوار ج 95 ص 138)


راه حلی برای آرامش روحی و سعه صدر
برای افزایش حوصله و صبر خود هرشب قبل از خواب سوره مبارکه  عنکبوت را  قرائت کنید.
 هم چنین امام صادق ( ع) در روایتی فرموده است که در شگفتم  برای فردی که از 4 چیز می ترسد ، چگونه  به 4 کلمه  پناه نمی برد!
فردی که ترس بر او غلبه کرده است  به ذکر " حسبنا الله  و نعم الوکیل" سوره آل عمران آیه 171  پناه ببرد.


 افراد اندوهگین به ذکر " لا اله انت سبحانک انی کنت من الظالمین "  سوره مبارکه انبیا آیه 87 پناه ببرند.


افرادی که مورد حیله و مکر  قرار گرفته اند به ذکر" افوض امری الی الله ، ان الله بصیر بالعباد" سوره مبارکه  غافر آیه 44 پناه ببرند.
برای کسانی که خواستار دنیا و زیبایی های دنیا هستند بهتر است به ذکر " ماشاءالله  لاحول و لاقوه الا بالله" سوره مبارکه کهف آیه 39 پناه ببرند.

بی شک همه ما انسان ها در بسیاری از اوقات زندگی خود  دچار اضطراب  و نگرانی می شویم و به همین جهت لازم است  تا بدانیم در این شرایط باید چه کنیم. امید است با خواندن آموزه های دینی و دعاهای گفته شده آرامش به  عنصری جاویدان و همیشگی در زندگیتان  تبدیل گردد.


منبع: yjc.ir

 

 





      

 

مشخصات حضرت سلیمان (ع) و نمونه‎هائی از عظمت او

 

مشخصات سلیمان (ع) و نمونه‎هائی از عظمت او
یکی از پیامبران بزرگی که هم دارای مقام نبوّت بود و هم دارای حکومت بی‎نظیر و بسیار وسیع، حضرت سلیمان بن داوود ـ علیه السلام ـ است که نام مبارکش هفده بار در قرآن آمده است. او با یازده واسطه به حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ می‎رسد و از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل می‎باشد.


سلیمان ـ علیه السلام ـ حکومت وسیعی به دست آورد که در آن جنّ و انس و پرندگان و چرندگان و باد، همه تحت فرمان او بودند، و بر سراسر زمین فرمانروایی می‎نمود.


خداوند در تمجید او می‎فرماید:
«وَ وَهَبْنا لِداوود سُلَیمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ؛ ما سلیمان را به داوود ـ علیه السلام ـ بخشیدیم، چه بنده خوبی! زیرا همواره با خدا ارتباط داشت و به سوی خدا بازگشت می‎کرد و به یاد او بود.»[1]


امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «چهار نفر بر سراسر زمین فرمانروایی کردند که دو نفر از مؤمنان بودند و دو نفر از کافران. مؤمنان عبارت بودند از سلیمان و ذو القرنین ـ علیهما السلام ـ ، و کافران عبارت بودند از بخت النصر و نمرود.[2]


قرآن در آیه 12 و13 سوره سبأ، گوشه‎ای از عظمت و امکانات وسیع سلیمان را بازگو کرده و چنین می‎فرماید:
«و برای سلیمان ـ علیه السلام ـ باد را مسخّر کردیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را می‎پیمود، و عصرگاهان مسیر یک ماه را، و چشمه مس (مذاب) را برای او روان ساختیم، و گروهی از جنّ پیش روی او به اذن پروردگارش کار می‎کردند، و هر کدام از آنها که از فرمان ما سرپیچی می‎کرد، او را عذاب آتش سوزان می‎چشاندیم. آنها هر چه سلیمان ـ علیه السلام ـ می‎خواست برایش درست می‎کردند، معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و دیگهای ثابت (که از بزرگی قابل حمل و نقل نبود، و به آنان گفتیم: ) ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) بجا آورید، ولی عده کمی از بندگان من شکر گزارند.[3]


آری خداوند مواهب عظیمی به این پیامبر بزرگ داد، مرکبی بسیار سریع و تندرو که با آن می‎توانست در مدتی کوتاه، سراسر کشور پهناورش را سیر کند، موادّ معدنی فراوان برای انواع صنایع و نیروی فعال کافی برای شکل دادن به این مواد معدنی به او عطا کرد. او با بهره گیری از این وسایل، معابد بزرگی ساخت. و مردم را به عبادت خدای یکتا ترغیب نمود، و برای پذیرایی از لشکریان و مستضعفان، امکانات وسیعی در اختیارش قرار گرفت و در برابر این همه مواهب، خداوند به او دستور شکرگزاری داد.


حضرت سلیمان در سیزده سالگی حکومت را به دست گرفت و چهل سال حکومت کرد و در سن 53 سالگی از دنیا رفت.[4]


عظمت مقام ظاهری و باطنی حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ بسیار وسیع و بی‎نظیر بود. در این جا در میان صدها نمونه، به سه نمونه زیر توجه کنید:


1. دعای مورچه
در زمان حضرت سلیمان، بر اثر نیامدن باران، قحطی شدید به وجود آمد. ناچار مردم به حضور حضرت سلیمان آمدند و از قحطی شکایت کردند و درخواست نمودند تا حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ برای طلب باران، نماز «استسقاء» بخواند.سلیمان ـ علیه السلام ـ به آنها گفت: فردا پس از نماز صبح، با هم برای انجام نماز استسقاء به سوی بیابان حرکت می‎کنیم.


فردای آن روز مردم جمع شدند و پس از نماز صبح، به طرف بیابان حرکت کردند. ناگهان سلیمان ـ علیه السلام ـ در مسیر راه مورچه‎ای را دید که پاهایش را روی زمین نهاده و دستهایش را به سوی آسمان بلند نموده و می‎گوید: «خدایا ما نوعی از مخلوقات تو هستیم و از رزق تو، بی‎نیاز نیستیم. ما را به خاطر گناهان انسانها به هلاکت نرسان.»


سلیمان ـ علیه السلام ـ رو به جمعیت کرد و فرمود: «به خانه‎هایتان باز گردید، خداوند شما را به خاطر غیر شما (مورچگان) سیراب کرد!»

در آن سال آن قدر باران آمد که سابقه نداشت.[5]
آری گناه موجب بلا از جمله قحطی خواهد شد.


2. گریز از مرگ!!
در زمان حکومت حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ ، مردی ساده اندیش، در حالی که سخت ترسیده و وحشت کرده بود و چهره‎اش زرد و لبهایش کبود شده بود به سرای سلیمان ـ علیه السلام ـ پناهنده شد و با عجز و لابه گفت: «ای سلیمان به من پناه بده».
سلیمان به او گفت: «چه شده؟»
او عرض کرد: «عزرائیل با خشم به من نگاه کرد، وحشت کردم، از شما تقاضای عاجزانه دارم که به باد فرمان بدهی که مرا به هندوستان ببرد تا از بند عزرائیل رهایی یابم.
سلیمان به تقاضای او توجه کرد.[6]
باد را فرمود تا او را شتاب بُرد سوی خاک هندستان بر آب
روز بعد، سلیمان ـ علیه السلام ـ ، عزرائیل را دید و گفت: «چرا به این بینوا، با دیده خشم آلود، نگاه کردی که از وطن، آواره و بی‎خانمان شد».
عزرائیل گفت: «خداوند فرموده بود که من جان او را در هندوستان قبض کنم و چون او را در این جا دیدم، از این رو در فکر فرو رفتم و حیران شدم؛ با تعجّب گفتم اگر او دارای صد پر هم باشد و به طرف هندوستان پرواز کند، به آن جا نمی‎رسد:
چون به امر حق به هندستان شدم دیدمش آن جا و جانش بِستُدم[7]
به هندوستان رفتم و دیدم او آن جا است، و در نتیجه جانش را گرفتم.»

حضرت سلیمان,داستان حضرت سلیمان,زندگی حضرت سلیمان


3. پاسخ جنّ بزرگ، به سؤالات سلیمان
حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ از پیامبرانی بود که خداوند او را بر جنّ و انس و... مسلّط نموده بود. روزی چند نفر از اصحاب خود را همراه یکی از جنّهای بزرگ و گردنکش فرستاد، تا چند ساعتی به میان مردم بروند و گردش کنند و سپس بازگردند و به اصحاب فرمود: در این سیر و سیاحت هر چه را از آن جنّ شنیدید به خاطر بسپارید و وقتی نزد من آمدید برای من بیان کنید.


آنها همراه آن جنّ سرکش حرکت کردند تا به بازار رسیدند و امور زیر را از آن جنّ دیدند:
1. دیدند آن جنّ به آسمان نگاه کرد و سپس به مردم نگریست و سرش را تکان داد.


2. از آن جا عبور نمودند تا به خانه‎ای رسیدند، شخصی از دنیا رفته و بستگان او گریه می‎کنند. آن جنّ وقتی که آن منظره را دید خندید.


3. از آن جا عبور نمودند و افرادی را دیدند که سیر را با پیمانه می‎فروشند، ولی فلفل را با وزن (و سنجش دقیق ترازو) می‎فروشند. آن جنّ با دیدن آن منظره خندید.


4. از آن جا عبور نمودند و به گروهی رسیدند. دیدند آنها ذکر خدا می‎گویند و به یاد خدا به سر می‎برند، ولی گروه دیگری در کنار آنها هستند و به امور بیهوده و باطل سرگرم می‎باشند. آن جنّ سرش را تکان داد و لبخند زد.
یاران سلیمان ـ علیه السلام ـ ، از این سیر و عبور بازگشتند و جریان را (در چهار مورد فوق به سلیمان ـ علیه السلام ـ گزارش دادند.
سلیمان ـ علیه السلام ـ آن جنّ را احضار کرد و از او از چهار موضوع مذکور پرسید:
1. وقتی که به بازار رسیدی، چرا سرت را به آسمان بلند نمودی. و سپس به زمین و مردم نگاه کردی و سرت را تکان دادی؟
جنّ گفت: فرشتگان را بالای سر مردم دیدم که اعمال آنها را با شتاب می‎نوشتند. تعجّب کردم که آنها این گونه با شتاب می‎نویسند ولی انسانها آن گونه با شتاب سرگرم (امور مادی خود) هستند.


2. وقتی که به خانه‎ای وارد شدی، شخصی مرده بود و حاضران گریه می‎کردند، چرا خندیدی؟
جنّ گفت: خنده‎ام از این رو بود که آن شخص مرده، به بهشت رفت، ولی حاضران (به جای خوشحالی) گریه می‎کردند.


3. چرا وقتی که دیدی سیر را با پیمانه، و فلفل را با وزن می‎فروشند خندیدی؟
جنّ گفت: ازاین رو که دیدم سیر را با آن همه ارزش، که کیمیای درمان است با پیمانه می‎فروشند، ولی فلفل را که مایه بیماری است با وزن دقیق به فروش می‎رسانند! از این رو از روی تعجّب خندیدم.


4. چرا در مورد آن دو گروه که یکی در یاد خدا و دیگری سرگرم لهو و امور بیهوده بودند، سر تکان دادی و خندیدی؟
جنّ گفت: زیرا تعجب کردم که دو گروه، هر دو انسانند، ولی گروه اول بیدار در یاد خدایند، اما گروه دوم غافل و سرگرم در بیهودگی هستند.[8]


قضاوت سلیمان، و جانشینی او از داوود ـ علیه السلام ـ
حضرت داوود ـ علیه السلام ـ (از پیامبران خدا بود و سالها در میان قوم خود، به هدایت مردم پرداخت. در اواخر عمر) از طرف خدا به او وحی شد: «از خاندان خود، وصی و جانشین برای خود تعیین کن».
حضرت داوود ـ علیه السلام ـ چندین فرزند (از همسران مختلف) داشت. یکی از پسرانش نوجوانی بود که مادر او نزد حضرت داوود ـ علیه السلام ـ به سر می‎برد، و داوود ـ علیه السلام ـ مادر او را (که یکی از همسرانش بود) دوست داشت.


حضرت داوود ـ علیه السلام ـ پس از دریافت وحی مذکور، نزد آن همسرش آمد و به او گفت: «خداوند به من وحی کرده تا از خاندانم، یکی از آنها را برای خود وصی و جانشین قرار ‎دهم.»
همسر داوود: خوب است که آن وصی، پسر من باشد.
داوود: من نیز، قصدم همین بود، ولی در علم حتمی خدا گذشته که وصی من «سلیمان» (پسر دیگرم) است.
از سوی خدا وحی دیگری به داوود ـ علیه السلام ـ شد که قبل از رسیدن فرمان من شتاب نکن.
از این وحی، چندان نگذشت که دو مرد که با هم مرافعه و نزاع داشتند به حضور حضرت داوود ـ علیه السلام ـ برای قضاوت آمدند. آنها به داوود ـ علیه السلام ـ گفتند: یکی از ما دامدار است، و دیگری باغدار می‎باشد.

خداوند به داوود ـ علیه السلام ـ وحی کرد: پسران خود را نزد خود جمع کن و به آنها بگو هر کس در مورد نزاع این دو نفر باغدار و دامدار، قضاوت صحیح کند او وصی تو بعد از تو است.

------------------------------------------------

[1]. سوره ص، 30.
[2]. سفینه البحار، ج 1، ص 60 (واژه بخت).
[3]. سوره سبأ، 12 و 13.
[4]. محاسن البرقی، ص 193؛ بحار، ج 14، ص 73. مطابق بعضی از روایات،‌حضرت سلیمان 712 سال عمر کرد (اکمال الدین صدوق، ص 289؛ بحار، ج 14، ص 140).
[5]. روضه الکافی، ص 246.
[6]. سلیمان در توجّه به مستضعفان به گونه‎ای بود که وقتی صبح می‎شد از اشراف و رجال ثروتمند روی بر می‎گرداند و نزد مستمندان و تهیدستان می‎آمد و با آنها می‎نشست و می‎فرمود: «مِسکینٌ مَعَ المَساکین؛ مستمندی همراه مستمندان است.» (بحار، ج 14، ص 83).
[7]. دیوان مثنوی، دفتر 1، ص 28 (به خط میرخانی).
[8]. اقتباس از بحار، ج 14، ص 79.

منبع:andisheqom.com

 

 

 





      

 

آیا حضرت سلیمان و داوود(ع) پیش از رسیدن به پیامبری، چوپانی می‌کردند؟


چوپانی حضرت داوود(ع),چوپانی حضرت سلیمان(ع)

حضرت سلیمان(ع) هم دارای مقام نبوّت بود و هم دارای حکومت بسیار وسیع

 

آیا حضرت داوود و سلیمان(ع) پیش از نبوت چوپانی می‌کردند؟
با توجه به این حدیث از امام صادق(ع) که فرموده‌اند: «خدای تعالی پیغمبرى را مبعوث نکرد، مگر آن‌که او را به شغل چوپانى -در اوائل عمر- واداشته است‏»؛ آیا حضرت سلیمان و داوود(ع) نیز چوپانی می‌کردند؟
در پاسخ پرسش مطرح شده باید گفت؛ روایت عامی وجود دارد که بر اساس آن، تمام پیامبران قبل از رسیدن به مقام نبوت، مدتی را - هرچند کوتاه - به چوپانی گذرانده بودند.[1]
این روایت عام - با فرض پذیرش - شامل تمام پیامبران خواهد شد، حتی آنانی که؛ مانند داوود و سلیمان(ع) از فرمانروایان بزرگ بودند. روایاتی به صورت خاص نیز وجود دارد چوپانی این دو پیامبر بزرگ را در بخشی از زندگی‌شان اعلام می‌کند.


الف) چوپانی حضرت داوود (ع)
1. رسول خدا(ص): «خداوند، داوود(ع) را هنگامی مبعوث کرد ‌که ایشان یک چوپان بود؛ همچنین حضرت موسی(ع) را نیز هنگام چوپانی ایشان به نبوت برگزید؛ من نیز چوپانی گوسفندان را در منطقه جیاد به عهده داشتم».[2]


2. امام رضا(ع): خداوند به سموئیل(ع) چنین وحى نمود: «جالوت، توسّط کسی کشته می‌شود که زره موسى(ع) به اندازه قامت او است و او مردى از فرزندان لاوى بن یعقوب است که نام او داوود پسر ایشا است. زمانى که طالوت در میان بنی‌اسرائیل به حکومت مبعوث شد و آنها را براى جنگ با جالوت جمع کرد، مأموران را در طلب ایشا و فرزندانش فرستاد، وقتى آنان حاضر شدند، زره موسى را بر تن یکایک فرزندان ایشا پوشانیدند که برای برخی از آنها بزرگ بود و برای برخی دیگر، کوچک(و اندازه هیچ کدامشان نبود)! طالوت گفت: آیا از فرزندان تو کسی هم هست که این‌جا نباشد؟! او پاسخ داد: بله، کوچک‌ترین پسرم(داوود) را برای نگهبانى از گوسفندان فرستادم».[3]


ب) چوپانی حضرت سلیمان(ع)
امام جواد(ع): «خداوند به داوود(ع) وحى کرد که سلیمان را جانشین کند و او کودکى بود که گوسفند می‌چرانید؛ اما عابدان و دانشمندان بنی‌اسرائیل او را نپذیرفتند».[4]

 

------------
 پی نوشت
[1]. ابن بابویه، محمد بن علی(شیخ صدوق)، علل الشرایع، ج 1، ص 32، کتاب فروشی داوری، قم، 1385ق.
[2]. ابن اثیر جزرى، على بن محمد، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، ج 1، ص 219 - 220 و ج 3، ص 414، بیروت، دار الفکر، 1409ق.
[3]. قمى، على بن ابراهیم،‏ تفسیر القمی، ج ‏1، ص 82، قم، دار الکتاب، چاپ سوم‏،‏ 1404ق؛ مجلسى، محمد باقر‏، بحار الأنوار، ج 13، ص 440، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، بیروت‏، 1403ق‏.
[4]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ‏1، ص 383، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

 

 





      

 

حکایت نافعه برای گشایش کار


دعا برای گشایش کار و روزی

حکایت نافعه برای گشایش کار

 

مؤلف گوید: شیخ ما ثقة الاسلام نورى (نور الله مرقده) در کتاب دار السلام از شیخ خود مرحوم خلد مقام عالم ربانى، جناب حاج ملاّ فتحعلى سلطان آبادى نقل فرموده: که فاضل مقدس آخوند ملاّ محمّد صادق عراقى در نهایت سختى و پریشانی و بدحالى بود و به هیچ وجه در کارش گشایشى فراهم نمی آمد تا آنکه شبى در خواب دید که در یک وادى خیمه بزرگى با گنبدى برپاست، پرسید این خیمه از کیست؟ گفتند: از کهف حصین (دژ محکم) و غیاث مضطر مستکین [یاری گر بیچاره درمانده] امام قائم حضرت مهدى و امام منتظر مرضىّ عجلّ اللّه فرجه میباشد.


پس باشتاب خدمت آن حضرت شرفیاب شد و سختى حال خود را به آن جناب عرضه داشت و از آن بزرگوار دعایى براى گشایش کار و رفع اندوه خویش خواست، امام عصر او را به سیّدى از اولاد خود ارجاع نمود و به او و خیمه اش اشاره فرمود.


آخوند از خدمت حضرت مرخص شده و به خیمه اى که حضرت به آن اشاره فرموده بود رفت، دید که سیّد سند و حبر معتمد [دانشمند مورد اطمینان] عالم امجد مؤید، جناب آقا سید محمّد سلطان آبادى است که در آن خیمه روى سجّاده نشسته مشغول دعا و قرائت است.


آخوند به محضر سیّد سلام کرد و حکایت حال خود را براى او بازگفت.


سیّد او را براى گشایش کار و فراخى روزى دعایى تعلیم کرد.


پس از بیدار شدن از خواب درحالیکه آن دعا در خاطر او بود قصد خانه سیّد کرد با آنکه آخوند پیش از این خواب با سیّد به دلیلى که بیان نمیکرد رابطه خوبى نداشت و او را ترک گفته بود، چون به خدمت سید رسید او را به همان صورت که در خواب دیده بود مشاهده کرد که در مصلاّیش نشسته مشغول ذکر و استغفار است، به سیّد سلام کرد، سیّد جواب سلامش را داد و لبخندى زد، چنان که گویا از داستان آگاه باشد! پس آخوند از سیّد براى گشایش امر خد دعایى خواست.


سیّد همان دعایى را که در خواب به او آموخته بود تعلیم کرد، آخوند مشغول به آن دعا شد و در اندک مدتى دنیا از هرسو به او روى آورد و از سختى و تنگدستى بیرون آمد.


مرحوم حاج ملاّ فتحعلى رحمه اللّه از سیّد به مدح شایسته اى تعریف می کرد و چندى به زیارتش نایل شده و زمانى چندهم شاگردى او را نموده بود.


سیّد در خواب و بیدارى به آخوند سه چیز را تعلیم نموده بود اوّل: آنکه پس از فجر دست بر سینه گذارد و هفتاد مرتبه یا فتّاح [اى گشاینده مشکلات] گوید.


دوّم: آنکه به خواندن این دعا که در کتاب کافى است مداومت نماید.


دعایى که حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله به فردى از صحابه خویش که به ناخوشى و پریشانى مبتلا بود تعلیم داد و از برکت خواندن این دعا ناخوشى و پریشانى در اندک زمانى از او برطرف گشت:


لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً.


هیچ نیرو و توانى نیست مگر آنکه به خدا متکى است، توکل دارم بر زنده جاودانى که هرگز نمی میرد و سپاس خداى را که فرزندى نگرفته، و او را در فرمانروایى انبازى نیست و نیست براى او سرپرستى از خوار و ناتوانى، و او را آنچنان که شاید بزرگ شمار.


سوّم: آنکه به دنبال نمازهاى صبح دعایى را که از شیخ بزرگوار ابن فهد روایت شده، بخواند.


این اوراد و اذکار را باید غنیمت شمرد و به خواندن آنها اهتمام داشت و از فوائدش غفلت نکرد.


و بدان که سجده شکر بعد از نمازها مستحب مؤکد است و دعاها و اذکار بسیارى در آن حال وارد شده است، از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده که اگر خواهى در سجده شکر صد مرتبه «شُکراً شُکراً» بگو و اگر خواهى صدر مرتبه «عَفْوَاً عَفْوَاً» و نیز از آنحضرت نقل شده: کمترین ذکرى که در این سجده گویند آن است که سه مرتبه بگویند: «شُکْرَالِلّه»

 

منبع: erfan.ir

 

 





      

 

فضیلت و خواص سوره مطففین



فضیلت سوره مطففین

سوره مطففین، هشتاد و سومین سوره قرآن کریم است

 

سوره مطففین، هشتاد و سومین سوره قرآن کریم است که مکی  و 36 آیه دارد.

در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آمده است: هر کس که سوره مطففین را قرائت نماید خداوند به او شرابی از باده سر به مهر، می نوشاند.(1)

امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: هر کس در نمازهای واجب خود سوره مطففین را قرائت نماید خداوند امنیت از اتش را به او عطا می کند به گونه ای که نه تو آتش را می بیند و نه آتش او را. در روز قیامت بر روی پل جهنم عبور نمی کند و از او محاسبه نمی شود.(2)

آثار وبرکات سوره سوره مطففین
1) برای حفظ موجودی انبارها
از رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم نقل شده است: اگر این سوره را بر مخزن و انباری بخوانند از هر گونه خطر و افتی حفظ می شود. (3)

امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: سوره مطففین را بر هر چیزی بخوانند از شر و آفت حشرات روی زمین نگاه داشته می شود.(4)

_________________
پی نوشت:
(1) مجمع البیان، ج10، ص289
(2) ثواب الاعمال ص122
(3) تفسیرالبرهان، ج10، ص289
(4) همان
منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

 

 





      

 

قبل از خواب این دعا را بخوانید

 

*در حدیث صحیح از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که هرگاه کسى دست را
در زیر سر گذاشته بخوابد بگوید:

 

بِسْمِ اللّهِ اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْلَمْتُ نَفْسى اِلیْکَ وَ وَجَّهْتُ وَجْهى اِلَیْک وَفَوَّضْتُ اَمْرى اِلَیْکَ وَاَلْجَاْتُ ظَهْرى اِلَیْکَ وَ تَوَکَّلْتُ عَلَیْکَ رَهْبَةً مِنْکَ وَرَغْبَةً اَِلیْکَ لامَلْجَاءَ وَلا مَنْجا مِنْکَ اِلَیْکَ امَنْتُ بِکِتابِکَ الَّذى اَنْرَلْتَ وَبِرَ سُولکَ الَّذى اَرْسَلْتَ

 

و بعد از آن تسبیح حضرت فاطمه علیهماالسلام بخواند.

*در حدیث صحیح دیگر فرمود که ترک نکند در وقت خواب این دعا را

اُعیذُ نَفْسى وَ دُرّیَتى وَ اَهْل بَیْتى وَمالى بِکَلِماتِ اللّهِ التّاماتِ مِنْ کُلِّ  شَیْطانٍ وَهامَةٍ وَمِنْ کُلِّ عَیْنِ لامَةٍ که باین دعا تعویذ میفرمود حضرت رسول

صلّى اللّه عیله وآله وسلّم امام حسن و امام حسین صلوات اللّه علیهما را.

*در حدیث صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است که سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ وسوره قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ را پیش از خواب بخوان که

قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ بیزارى از شرک وَقُلْ هُوَّاللّهُ اَحَدٌ نسبت پروردگار است .

*در حدیث صحیح دیگر فرمود که هر که بعد از خوابیدن در رختخواب سه مرتبه بگوید:

 

اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى عَلافَقَهَرَ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى بَطَنَ فَخَبَرَ وَالْحَمْدُلِلّهِ الَّذى مَلَکَ فَقَدَرَ وَالْحَمْدُللّهِ الَّذى یُحْیِى الْمَوْتى وَیُمیتُ اْلاَحْیاء وَهُوَ عَلى کُلِّ شىِءِ قَدیر از گناهان بیرون میآید، مانند روزى که از مادر متولدشده بود.

*از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که آیة الکرسى در وقت خواب بخواند، از فالج ایمن گردد.از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که سوره یس پیش از خواب بخواند، حق تعالى هزار ملک باو موکل گرداند که او را از شر شیاطین و هر بلائى حفظ کند.

*از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که هر که سوره اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهْ هر شب پیش از خواب بخواند، در قیامت روى او مانند ماه شب چهارده باشد.

*در حدیث دیگر فرمود که هر که سوره هائى که در اَوّلشان سَبَّحَ لِلّهِ وَیُسَّبِحُ لِلّهِ است ، پیش ازخواب بخواند، نمیرد تا بخدمت حضرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه برسد و اگر بمیرد، در همسایگى حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم جا دهند اورا.

*در حدیث دیگر فرموده که هر که هر شب این دعا را بخواند، تا صبح او را عقرب و هیچ گزنده نگز د:اَعُوذُ بِکَلِماتِ اللّهِ التّاماتِ الَّتى لایُجاوَزْ هُنَّ بَرٌ وَلا فاجِرٌ مِنْ شَرِّ ماذَرَاءَ وَمِنْ شَرِّ مابَرَاءَ وَمِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّةٍ هُوَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِرطٍ مُسْتَقیمٍ.

*از جناب امام رضا علیه السلام منقول است که هر که در وقت خواب این آیه را بخواند خانه برسرش خراب نشود: اِنَّ اللّهَ یُمْسِکُ السَّمواتِ  وَاْلاَرْضَ اَنْ تَزُوِ لاوَلَئِنْ زاَلتا اِنْ اَمْسَکَهُما مِنْ اَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ اِنَّهُ کانَ حَلیما غَفُورا.

*از حضرت صادق علیه السلام منقول است که چون کسى برختخواب رود، بگوید: اَلّلهُمَّ اِنّى اَحْتَبْسَتُ نَفْسى فَاحتَبِسْها فى مَحَلِّ رِضْوانِکَ وَمَغْفِرَتِکَ وَاِنْ رَدَدْتَها فَارْدُدْها مُؤ مِنةً عارِفَةً بِحَقِّ اَوْلِیائِکَ حَتّى تَتَوَفّاها عَلى ذلِکَ.

*در حدیث دیگرفرمود که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم در این وقت آیة الکرسى میخواندند و بعد از آن مى گفتند: بِسْمِ اللّهِ آمَنْتُ بِاللّهِ وَکَفَرْتُ بِالطّاغُوتِ اَلّلهُمَّ احْفَظْنى فى مَنامى وَفى یَقِظَتى و بهتر اینست که آیة الکرسى را تا هُمْ فیها خالِدوُنَ بخواند.

*در حدیث دیگر فرمود که چون برختخواب رفتى تسبیح حضرت فاطمه صلوات اللّه علیها بخوان و آیة الکرسى و: قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ وَقُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق و ده آیه از اول سوره والصافات و ده آیه از آخر سوره والصافات بخواند.

*در حدیث صحیح دیگر منقول است که آنحضرت فرمودند که این دعا را در وقت خواب بخوان :اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اِللّهُ وَاَنَّ مُحَمَدّا صَلَى اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ اَعُوذُ بِعَظَمَةِ اللّهِ وَاَعوُذُ بِعِزَّةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللّهِ وَاَعوُذُ بِجَلالَ اللّهِ وَاَعوُذُ بِسُلْطانِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ عَلى کُلِّ شَیْئى قَدیرٌوَاَعُوذُ  بِعَفْو اللّهِ وَاَعوُذُ بِغُفْرانِ اللّهِ وَاَعوُذُ بِرَحْمَةِ اللّهِ مِنْ شَرِّ السَّاءْمَةِ وَالْهامَةِ وَمِنْ شَرِّ کُلّ دابَةٍ صَغیرَة اَوْ کَبیرَةٍ بِلَیْلٍ اَوْ نَهارٍ وَمِنْ شَرِّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَاْلاِنْسِ وَمِنْ شَرِّ فَسَقَةِ اِلْعَرَبِ وَالْعَجَمِ وَمِنْ شَرِّ الصّوعِقَ وَالْبَرْدِ اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.

*در حدیث صحیح دیگر فرمود که هر که صد نوبت سوره قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ در وقت خواب بخواند،گناه پنجاه ساله اش ‍ آمرزیده شود.

*در حدیث دیگر فرمود که هر که در وقت خواب سه مرتبه آیة الکرسى و یک مرتبه آیه شهداللّه وآیه سخره و آیه آخر سوره حم سجده را بخواند، حقتعالى دو ملک را موکل او گرداند که شیاطین را از او دور گردانند وسى ملک را امر فرماید که تحمید وتسبیح و تهلیل و تکبیر خدا بگویند واستغفار کنند تا بیدار شدن او و ثواب همه از او باشد.

*بسند معتبر از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که کسى که اراده خواب داشته باشد پهلو را برزمین نگذارد تا این دعا را بخواند:

 

اُعیذُ نَفْسى وَدینث وَاَهْلى وَمالى وَخَواتیمَ عَمَلى وَمارَزَقَنى رَبّى وَخَوَّلَنى بِعِزَّةِ اللّهِ وَعَظَمَة اللّهِ وَجَبَروُتِ اللّهِ وَسُلْطانِ اللّهِ وَرَحْمَةِاللّهِ وَرَاءْفَةِ اللّهِ وَغُفْراانِ اللّهِ وَقُوَّةِ اللّهِ وَقُدْرَةِ اللّهِ وَجَلالِ اللّهِ وَ بِصُنْعِ اللّهِ وَاَرْکانِ اللّهِ وَ بِجَمْعِ اللّهِ وَبِرَسُولِ اللّه صَلّىِ اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ بِقُدْرَةِ اللّهِ عَلىمایَشاءُ مِنْ شَرِّ السَامَةِ وَالْهامَةِ وَمِنْ شَرِّ الْجِنّ وَاْلاِنْسِ وَمِنْ شَرِّ مایَدُبّ فى اْلاَرْضِ وَما یَخْرُجُ مِنْها وَما یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَما یَعْرُجُ فیهاوَمِنْ شَرِّ کُلّ د ابَّةٍ رَبّى آخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیم وَهُوَ عَلى کُلِّ شَى ءٍ قَدیرٌ وَلا حَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّه الْعَلّى الْعَظیم بدرستیکه این تعوّذیست

که حضرت رسول از براى حسنین علیهم االسلام مى خواندند و فرمود که چون کسى اراده خواب کند، باید که دست را بر زیر رو بگذارد و بگوید:بِسْمِ اللّهِ وَضَعْتُ جَنْبی لِلّهِ عَلى مِلَةٍ اِبْراهیمَ وَدینِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ وِلایَةِ مَنْ افْتَرَضَ اللّهُ طاعَتَهُ ماشاءَ اللّهِ کانَ وَمالَمْ یَشَاءْلَمْ یَکُنْ هر که ایندعا بخواند در وقت خواب محفوظ بماند، از دزد و غارت و خانه فرود آمدن ، و ملائکه از براى او استغفار کنند فرمود که هر که قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ در وقت خوابیدن بخواند، حق تعالى پنجاه هزار ملک بر او موکل گرداند که در آن شب او را پاسبانى کنند.

*از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که پیش از خواب صد مرتبه لااِلهَ اِلاّ اللّهُ بگوید، خدا خانه در بهشت از براى از بنا کند. هر که صد مرتبه استغفار کند، گناهانش بریزدچنانچه برگ از درختان میریزد.

*از حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم منقول است که هر که سوره اَلْهیکُمُ التَّکاثُرْ را در وقت خواب بخواند، گناهانش ‍ آمرزیده شود، او و همسایگانش از بلاها محفوظ مانند و اگرصدبار بخواند گناه پنجاه ساله از آینده عمرش آمرزیده شود.

*در حدیث معتبر دیگر فرمود که هر که در وقت خواب بگوید اَلّلهُمَّ اِنّى اُشْهِدُکَ اَنَّکَ افْتَرَضْتَ عَلَىٍَّّ طاعَةِ عَلِىّ بْنِ اَبى طالِبٍ وَالْحَسَن وَالْحُسَیْنِ وَعَلِىّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىّ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَعَلِىّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِىِّ
وَالْحُجَّةِ الْقائِمِ صَلَواتُ اللّهَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ و در آنشب بمیرد داخل بهشت شود.

*در روایت معبتر دیگر فرمود که هر که در وقت خواب یازده مرتبه سوره انا انزلناه بخواند، حق تعالى یازده ملک بر او موکل گرداند، که او را شر شیطان حفظ کنند تا صبح .

*در حدیث معتبر از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که هر که در وقت خواب این آیات را بخواند از دزد ایمن گردد: قُلْ ادْعُو اللّهُ اَوْادْعُو الرَّحْمنَ اَیّاما تَدْعُوا فَلَهُ اْلاَسْماءُ الْحُسْنى وَلا تَجْهَرْ بِصَلَواتِکَ وَلا تُخافِتْ بِها وَابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً وَقُلْ الْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَدا وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلّىٌ مِنَ الذُّلِّ وَکِبّرْهُ تکبیرا.

*در حدیث معتبر از حضرت على بن الحسین علیه السلام منقول است هر که در وقت خواب این دعا رابخواند فقر و پریشانى از او برطرف شود

و هیچ گزنده باو ضرر نرساند: اَلّلهُمَّ اَنْتَ اْلاَوَّلُ فَلا شَیْئىَ قَبْلَکَ وَاَنْتَ الظّاهِرُ فَلا شَیْئىَ فَوْقَکَ وَاَنْتَ الْباطِنُ فَلا شَیْئىَ دُونَکَ وَاَنْتَ اْلاخَرُ فَلا شَیْئَى بَعْدَکَ اَلّلهُمَّ رَبُّ السَّمواتِ الْسَبْعِ وَرَبُّ اْلاَرَضینَ السَّبْعِ وَرَبُّ التَّوْریةِ وَاْلاِنْجیلِ وَالزَّبُورِ وَالْقُرآنِ الْحَکیمِ اَعُوذُبِکَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دابَةٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّکَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ.

*ازحضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم منقول است که هرکه در وقت رفتن برختخواب سوره تَبارَکَ الَّذى بِیَدِهِ الْمُلْکُ بخواند، پس چهارمرتبه

 

اَلّلهُمَّ رَبَّ الْحِلِّ وَالْحَرامِ بَلِّغْ روُحَ مُحَمَّدٍ عَنّى تَحِیَّةً وَسَلاما بگوید، حقتعالى دو ملک را موکل گرداند، که بنزد حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم روند بگویند که فلان شخصى ترا سلام میرساند پس حضرت فرماید بر او باد سلام و رحمت و برکات الهى .

منبع: yjc.ir

 

 





      

 

ماجرای ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع) و حوا (ع)

 

 یکی از مورخین و تاریخ نگاران بزرگ بشریت، پروردگار عالم و کتاب مقدس قرآن کریم است که با بیان روایت های مختلف، تاریخ اسلام را ورق می زند.

حضرت آدم (ع) و حوا (ع) وقتی که در زمین قرار گرفتند، خداوند اراده کرد که نسل آن‌ها را پدید آورده و در سراسر زمین منتشر گرداند. پس از مدتی حضرت حوا (ع) باردار شد و در این وضع حمل، از او دو فرزند دو قلو، یکی دختر و دیگری پسر به دنیا آمدند.

نام پسر را «قابیل» و نام دختر را «اقلیما» گذاشتند. مدتی بعد که حضرت حوا (ع) بار دیگر وضع حمل نمود، باز دو قلو به دنیا آورد که مانند گذشته یکی از آن‌ها پسر و دیگری دختر به نام‌های پسر «هابیل» و دختر «لیوذا»گذاشتند.

فرزندان بزرگ شدند تا به حد رشد و بلوغ رسیدند. برای تامین معاش، قابیل شغل کشاورزی را انتخاب کرد، و «هابیل» به دامداری مشغول شد. وقتی که آن‌ها به سن ازدواج رسیدند، خداوند به آدم (ع) وحی کرد که قابیل را با «لیوذا» هم قلوی «هابیل» ازدواج کند.

حضرت آدم (ع) فرمان خدا را به فرزندانش ابلاغ کرد، ولی هواپرستی باعث شد که قابیل از انجام این فرمان سرپیچی کند، زیرا «اقلیما» هم قلویش زیباتر از «لیوذا» بود، حرص و حسد انچنان قابیل را گرفتار کرده بود که به پدرش تهمت زد و با تندی گفت: «خداوند چنین فرمانی نداده است، بلکه این تو هستی که چنین انتخاب کرده ای؟».

اما حضرت آدم (ع) برای اینکه به فرزندانش ثابت کند که فرمان ازدواج از طرف خدا است، به «هابیل» و «قابیل» فرمود: «هرکدام چیزی را در راه خدا قربانی کنید، اگر قربانی هر یک از شما قبول شد او به آنچه میل دارد سزاوارتر و راستگوتر است.»

فرزندان این پیشنهاد پدر را قبول کردند، و «هابیل» که گوسفند چران بود، از بهترین گوسفندانش یکی را چاق و شیرده بود برگزید، ولی «قابیل» که کشاورز بود، از بدترین قسمت زراعت خود خوشه‌ای ناچیز برداشت. سپس هر دو بالای کوه رتند و قربانی‌های خود را بالای کوه نهادند، طولی نکشید صاعقه‌ای از آسمان آمد و گوسفند را سوزاند، ولی خوشه زراعت باقی ماند. به این ترتیب قربانی هابیل پذیرفته شد، و روشن گردید که «هابیل» مطیع فرمان خداست، ولی «قابیل» از فرمان خدا سرپیچی می‌کند.

 

منبع: afkarnews.ir   

 

 





      
   1   2   3   4   5   >>   >